-
زرتشت
جمعه 2 اردیبهشت 1390 10:39
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا کردی؟ گفت : چهار اصل 1- دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم 2- دانستم که خدا مرا میبیند پس حیا کردم 3- دانستم که کار مرا دیگری انجام نمی دهد پس تلاش کردم 4- دانستم که پایان کارم مرگ است پس مهیا شدم
-
چه کرده این شاپور دوم
دوشنبه 29 فروردین 1390 01:25
تبعید اعراب مهاجم، از بحرین و غرب خلیج فارس به کرمان و مکران شاپور دوم (ذوالاکتاف) 18 آوریل سال 331 میلادی شاپور دوم (ذوالاکتاف) شاه ساسانی وقت پس از سرکوب شورشیان عرب در بحرین و نواحی غربی خلیج فارس، که در ایام طفولیت او از صحرای عربستان به این مناطق مهاجرت کرده بودند، دستور داد که هزاران تن از آنان به روستاهای...
-
ماجراهای پنبه
جمعه 26 فروردین 1390 11:23
همش غر می زنی پنبه می خوای بهت بگیم عمه از صبح می آی به مانیتور به سان یک کاریکاتور زول می زنی به دنیا هی لت می زنی ورد زبونت دم به دم امروز سگم امروز سگم هیچ می دونی چند سالته سر جهازت غرغراته تو عکسات 70 سالته گرچه اگه 30 سالته این و بدون پنبه جونم به قول اون دوست جونم ترنجبین زردی بره توخوبی با هرچی غره .....جونم...
-
از قدیم و ندیم
جمعه 26 فروردین 1390 10:35
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 زپرتی : واژة روسی Zeperti به معنی زندانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاقهای روسی در ایران است در آن دوران هرگاه سربازی به زندان میافتاد دیگران میگفتند یارو زپرتی شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بار کسی خراب شده و اوضاعش دیگر به هم ریخته...
-
فریدون مشیری
پنجشنبه 25 فروردین 1390 19:41
چند وقتی بود از زنده یاد فریدون مشیری چیزی نخونده بودم تا که امروز به این شعرش برخوردم .حالم و عوض کرد می ذارمش تو وب بخونید نظر بدید. Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 شب ها که دریا، می کوفت سر را بر سنگ ساحل، چون سوگواران؛ شب ها که می خواند، آن مرغ دلتنگ، تنهاتر از ماه، بر شاخساران؛ شب ها که می...
-
نمی دونم چه اسمی براش بذارم.شما بگید؟
پنجشنبه 25 فروردین 1390 19:36
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر ١٠ سالهاى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت میزى نشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت. - پسر پرسید: بستنى با شکلات چند است؟ - خدمتکار گفت: ٥٠ سنت پسر کوچک دستش را در جیبش کرد، تمام پول خردهایش را در آورد و...
-
مانعی در مسیر
پنجشنبه 25 فروردین 1390 19:34
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 در روزگار قدیم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در یک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشهاى قایم شد تا ببیند چه کسى آن را از جلوى مسیر بر میدارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکههاى خود به کنار سنگ رسیدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسیارى از آنها نیز به...
-
مرد کور
سهشنبه 23 فروردین 1390 22:58
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه...
-
یکی از بستگان خدا
سهشنبه 23 فروردین 1390 22:57
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی. پسرک، در حالیکه پاهای برهنهاش را روی برف جابهجا میکرد تا شاید سرمای برفهای کف پیادهرو کمتر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه میکرد. در نگاهش چیزی موج میزد، انگاری که با نگاهش ، نداشتههاش...
-
اشتباه فرشتگان
سهشنبه 23 فروردین 1390 22:54
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 درویشی به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده میشود . Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 پس از اندک زمانی داد شیطان در می آید و رو به فرشتگان می کند و می گوید : جاسوس می فرستید به جهنم!؟ از روزی که این ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است...
-
دوست جون 1
یکشنبه 21 فروردین 1390 22:33
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت. این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای...
-
حرف تو حرف
جمعه 19 فروردین 1390 04:58
این چه استغناست که تا جام جم است می بری دست بر آن جام الست وین چه قادر حکمت است که تا پیمانه هست بوسه ها بر قدح و باده زنی دست به دست این همه زخم نهان هست ازچه روی آن بت مست عهد نابسته گسست مجال آه نیست سرخوش و باده پرست معشوق به کام است؟
-
پنبه
شنبه 13 فروردین 1390 23:09
چند ماهیه که وارد یه کار جدید شدم .با یه محیط کاری که اکثر همکارام خانم هستند.میشه گفت همه با هم خوب هستیم از این بین فقط یکی نخودچی... تازه اونم خوبه چون واقعا تو نوع خودش بینظیره بیچاره شوهرش چی میکشه از دستش ....خیلی انرژی منفیه .اما با تمام این حرفا انصافا خانم خوبیه . تا به حال نشده یه روز بپرسم حالت خوبه بگه :...
-
معنی ماه های ایرانی
سهشنبه 9 فروردین 1390 09:10
فروردین فروردین نام نخستین ماه از فصل بهار و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان فرورتینام، در پهلوی فرورتین و در فارسی فروردین گفته شده که به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای ایرانیان است. بنا به عقیده پیشینیان، ده روز پیش از آغاز هر سال فروهر در گذشتگان که با روان و وجدان از تن...
-
دور یا نزدیک
جمعه 5 فروردین 1390 21:16
بچه باید از قنداق یه چیزی با خودش داشته باشه. پدر بزرگ دکتر جمالی پسر جان ساز چی میزنی استاد نی می زنم پسر برو یه سازی بزن که وقتی گربه از روش رد بشه صداش درآد. اسفندیار قره باغی یه دفع یادمه کوچیکتر که بودم ریاضی برای اولین بار نمره تک گرفتم اونم عدد طلائی هفت. از اون به بعد تا چند سال وقتی حتی دانشگاه می رفتم هرموقع...
-
مجنون
جمعه 5 فروردین 1390 12:44
نیم شب مجنون به خلوتگه راز شکوه ها برد بر خدایش در نماز من که با لیلی نیم از روی آز او همی دارد به من ابرو و ناز
-
بهار
دوشنبه 1 فروردین 1390 22:20
نسترن با رقص باد می خرامد در بهار نرگس از سودای یار شهربانوئی بی قرار ...خوش به حالت روزگار